موقعيت جغرافيايي و مرزها
استان مازندران در شمال ايران ، بين عرض جغرافيايي حداقل 35 درجه و 47 دقيقه و حداكثر 36 درجه و 35 دقيقه شمالي و در طول جغرافيايي حداقل 50 درجه و 34 دقيقه و حداكثر 54 درجه و 10 دقيقه شرقي از نصفالنهارگرينويچ واقع شده است. پهنه سياسي – اداري اين استان از شمال به درياي خزر ، از جنوب به استان تهران ، از جنوب شرقي به استان سمنان ، از جنوب غربي به استان قزوين و از غرب و شرق به ترتيب به استانهاي گيلان و گلستان محدود مي شود .
فاصله شهر ساري تا مراكز استانهاي همجوار يعني تهران ، سمنان ، قزوين ، رشت و گرگان به ترتيب 250 ، 201 ، 400 ، 380 و 131 كيلومتر مي باشد.
تقسيمات جغرافيايي
براساس آخرين تقسيمات كشوري در سال 1383 ، اين استان داراي 15 شهرستان ،46 شهر، 43 بخش ، 110 دهستان و 3720 آبادي بوده كه از اين داد ، 3211 آبادي ( 3/86 درصد ) داراي سكنه و 509 آبادي ( 7/13 درصد ) خالي از سكنه مي باشند . شهرستانهاي بابل وتنكابن با 6 شهر داراي بيشترين و شهرستانهاي نكا و نوشهر با 1 شهر داراي كمترين تعداد شهرها در مقايسه باساير شهرستانها ميباشند. همچنين شهرستان بابل با 692 آبادي داراي بيشترين و شهرستان جويبار با 74 آبادي داراي كمترين تعداد آبادي در مقايسه با ساير شهرستانها مي باشند . در مقايسه با سال 82 ، تعداد شهرستانها ، شهرها ، بخشها ، دهستانها و آباديها هيچ تغييري نداشته است .
مساحت
استان مازندران با وسعتي معادل 4/23756 كيلومتر مربع حدود 46/1 درصد از مساحت كشور را در برداشته و هجدهمين استان از اين حيث در كشور محسوب ميگردد. ساري با وسعت 3/3685 كيلومترمربع (5/15 درصد مساحت استان ) وسيعترين و محمودآباد با وسعت 8/262 كيلومترمربع (1/1 درصد مساحت استان ) كم وسعتترين شهرستان استان محسوب ميگردند. تراكم جمعيت استان 2/122 نفر در كيلومترمربع ميباشد .
جدول 1–1– تقسيمات جغرافيايي استان ، سال 1383
|
تعداد آبادي
|
تعداد
دهستان
|
تعداد
شهر
|
تعداد
بخش
|
مساحت (كيلومترمربع)
|
شهرستان
|
|
خاليازسكنه
|
دارايسكنه
|
جمع
|
|
509
|
3211
|
3720
|
110
|
46
|
43
|
4/23756
|
كل استان
|
|
27
|
355
|
382
|
8
|
3
|
3
|
4/3074
|
آمل
|
|
100
|
592
|
692
|
13
|
6
|
6
|
1/1578
|
بابل
|
|
0
|
93
|
93
|
8
|
4
|
4
|
7/345
|
بابلسر
|
|
39
|
167
|
206
|
6
|
3
|
3
|
5/1867
|
بهشهر
|
|
124
|
308
|
432
|
9
|
6
|
4
|
2/2043
|
تنكابن
|
|
0
|
74
|
74
|
4
|
2
|
2
|
5/285
|
جويبار
|
|
20
|
174
|
194
|
5
|
3
|
2
|
3/1597
|
چالوس
|
|
65
|
140
|
205
|
4
|
2
|
1
|
8/729
|
رامسر
|
|
24
|
446
|
470
|
15
|
3
|
5
|
3/3685
|
ساري
|
|
47
|
177
|
224
|
6
|
4
|
2
|
0/2078
|
سوادكوه
|
|
3
|
148
|
151
|
7
|
2
|
2
|
5/458
|
قائمشهر
|
|
1
|
91
|
92
|
5
|
2
|
2
|
8/262
|
محمودآباد
|
|
6
|
126
|
132
|
5
|
1
|
2
|
8/1358
|
نكا
|
|
42
|
184
|
226
|
9
|
4
|
3
|
0/2675
|
نور
|
|
11
|
136
|
147
|
6
|
1
|
2
|
5/1716
|
نوشهر
|
مأخذ : سازمان مديريت و برنامه ريزي مازندران .
اقليم و آب و هوا
طبيعت استان مازندران تحت تأثير عرض جغرافيايي ، ارتفاعات البرز ، ارتفاع از سطح دريا ، دوري و نزديكي به دريا ، وزرش بادهاي محلي و ناحيهاي ، جابه جايي تودههاي هواي شمالي و غربي و پوشش متراكم جنگلي قرار دارد . به همين جهت و با وجود وسعت اندك (و برخلاف تصور عموم كه آب و هواي آن را يكسره معتدل ميدانند) ، اين ناحيه از تنوع آب و هوايي ويژه اي برخوردار است .
دو جريان بزرگ ، نقش تعيين كننده اي در آب و هواي استان ايفا ميكنند. جريان هوايي شمال و شمال شرقي كه از سيبري و قطب شمال به سوي جنوب و جنوب غربي پيشروي ميكند و موجب سردي هوا، يخبندان و ريزش برف و باران ميشود. اين توده هوا در تابستان به سوي شمال رانده ميشود . ديگري جريان وزش بادهاي غربي است كه در زمستان از اقيانوس اطلس ، درياي مديترانه و درياي سياه عبور مي كند و پس از ورود به ايران ، بارندگي هاي شديد و مداوم را باعث ميشود. در ماههاي تابستان قدرت باران زايي اين بادها كاهش مييابد وفقط رطوبت و هواي شرجي را افزايش ميدهد و شرايط زيستي نامناسبي را پديد ميآورد علاوه بر بادها و جابجايي توده هاي اصلي هوا، بادهاي محلي ديگري نيز مانند باد سورتوك، بادخوشآباد درة نور، باد اوزروا ، بادگيلوا و باد سام وجود دارد كه به طور محلي و فصلي در شرايط آب وهوايي استان مازندران مؤثر واقع مي شوند. آب و هواي استان مازندران با توجه به دما و بارش، به چند نوع تقسيم مي شوند كه عبارتند از:
آب وهواي معتدل خزري : جلگه هاي غربي و مركزي استان تا كوهپايههاي شمالي البرز و امتداد آن در نوار باريكي به سوي شرق ، كه از شمال به مسير اصلي گرگان رود محدود ميشود، آب و هواي معتدل خزري دارد. اين نواحي به علت نزديكي به درياي خزر از يك طرف و ديواره كوهستاني البرز و فاصله اندك كوه و دريا از طرف ديگر، دماي معتدلي دارد كه دامنه گرماي آن محدود است. تابستان هاي گرم و مرطوب و زمستان هاي معتدل و مرطوب از ويژگي هاي عمده اين نوع آب و هواست.
آب و هواي معتدل كوهستاني : با افزايش تدريجي ارتفاع اراضي جلگهاي به سوي ارتفاعات البرز و دوري از درياي خزر، در نواري به ارتفاع 1500 تا 3000 متر، شرايط آب و هواي معتدل كوهستاني شكل ميگيرد. به طوري كه زمستان سرد، طولاني و يخ بندان دارد و تابستان هاي آن معتدل و كوتاه است. از ويژگي اصلي اين محدوده ،كاهش ميزان بارندگي سالانه و دماي هوا وافزايش ريزش برف است كه در نتيجه قسمتي از ريزش هاي جوي اين نواحي به صورت برف تا اوايل دوره گرم در سطح زمين انباشته مي شود.
آب و هواي سرد كوهستاني : در قلههاي كوهستان هاي مرتفع دامنة شمالي البرز در ارتفاع بيش از 3000 متر، دماي هوا به شدت پايين ميآيد و يخبندانهاي طولاني ايجاد ميشود و زمستانهايي سرد و طولاني و تابستان هايي كوتاه و خنك دارد. ريزش هاي جوي اين نواحي غالباً به صورت برف است كه در دوره سرما روي هم انباشته مي شود و تا اواسط دوره گرما نيز دوام ميآورد. به همين دليل در قله هاي مرتفع مانند علم كوه ، تخت سليمان ، دماوند ، شاوار و پيرگردكوه شرايط تشكيل يخچال ها وانباشت دايمي برف فراهم است ، به طوري كه حتي در گرمترين ماههاي تابستان نيز ذخاير برف و يخ اين نقاط باقي ميماند .
براساس اطلاعات ايستگاههاي هواشناسي موجود از سراسر استان در سال 83 ، حداكثر مطلق و حداقل مطلق دماي هوا در بعضي از ايستگاهها افزايش و در بعضي از ايستگاهها كاهش يافته است و همچنين تعداد روزهاي بارندگي كاهش و تعداد روزهاي يخبندان افزايش يافته و بيانگر آن است كه هواي استان در سال 83 در مقايسه با سال قبل سردتر شده است .
ارتفاعات
استان مازندران از لحاظ طبيعي به سه قسمت اصلي كوهستاني در جنوب ، ميان بند در وسط و جلگهاي درشمال تقسيم مي شود. رشته كوه البرز در شرق دره سفيد رود به موازات سواحل جنوبي درياي خزر تا دره گرگان كشيده شده و چون قوسي بلند و عظيم بين جلگه مازندران و فلات مركزي ايران قرار گرفته است و شيب ناهمواريهاي آن از غرب به شرق به موازات درياي خزر است.
رشته كوه البرز به همراه رودهاي بزرگي كه درامتداد شمالي – جنوبي آن جريان دارند، به سه منطقه غربي ، مركزي و شرقي تقسيم شده است.
منطقه غربي : شامل چينهاي موازي است كه از دره سفيد رود در غرب تا دره كرج و چالوس امتداد داشته و رشته كوه معروف آن تخت سليمان است.
منطقه مركزي : وسيع ترين قسمت كوهستاني البرز است كه از دره چالوس تا دربند و بابل در شرق امتداد دارد.
منطقه شرقي : از دره هاي دربند در غرب شروع شده و به سمت شرق امتداد مييابد.
مهمترين ارتفاعات رشته كوههاي البرز در مازندران عبارتند از :
قله كوه سفيد ، بادله كوه ، دارابكوه و كوه چنگي در جنوب دهستان چهار دانگه، قله چلم كوه واقع شده بين دره زارم رود و گرماب رود ، قله تخت سليمان در جنوب كلاردشت و كندوان ، قله هاي شور و كلارآباد در جنوب صلاح الدين كلا و همچنين قله هاي شاهكوه ، قرق كوه وسياه سنگ .
رودخانه ها
استان مازندران به علت وضع خاص طبيعي و اقليمي ، يكي از مناطق مرطوب و پرباران ايران است. از طرف ديگر، از آنجا كه در دامنه رشتهكوه البرز قرار گرفته ، داراي شبكه گسترده اي از رودخانهها (بيشتر با جهت شمالي – جنوبي و نسبتاً كوتاه ) است كه از كوههاي البرز سرچشمه مي گيرند و پس از عبور از دره هاي زيبا و جلگه مازندران به درياي خزر ميريزند. برخي از آنها خروشان و برخي آرام و كم آب هستند ، اما به طور كلي بيشتر رودهاي مازندران دايمي هستند .
به دليل نزديك تر بودن خط الرأس به دريا، طول رودها در مغرب استان كمتر است. اما ميزان آبدهي رودهاي غربي بيشتر از رودهاي شرقي است. رودهاي مهم استان ، هراز، تجن، چالوس، تالار، بابل و نكا هستند . از ديگر رودهاي مازندران مي توان رودهاي صفارود، چالكرود، نمكآبرود، كاظم رود، شيرود، نشتارود، گرماب رود، زارم رود، رودهاي دو و سه هزار، تميشان ، نور ، سردآبرود،كجور، كجرود، سجاد رود، لاجيم، سياهرود و فريم را نام برد.
از رودهاي مازندران براي تأمين آب آشاميدني و مصارف كشاورزي استفاده مي شود. تمامي اين رودها زيستگاه انواع ماهي و آبزيان محسوب مي شود. بعضي از آنها قابليت و جاذبههاي گردشگري شگفت انگيزي دارند و تعدادي ديگر نيز محل صيد ماهي و شكار پرندگان بومي و مهاجر هستند.
اوضاع جوي گزارش شده از ايستگاه هاي سينوپتيك استان ، سال 1383
|
رطوبت نسبي(درصد)
|
درجه حرارت(سانتيگراد )
|
نام شهر
يا
ايستگاه
|
|
متوسط
حداكثر
|
متوسط
حداقل
|
متوسط درجه حرارت سالانه
|
حداقل
مطلق
|
حداكثر
مطلق
|
|
91
|
69
|
5/16
|
0
|
35
|
رامسر
|
|
93
|
68
|
2/16
|
4/0-
|
33
|
نوشهر
|
|
94
|
64
|
6/17
|
6/0-
|
4/32
|
بابلسر
|
|
97
|
62
|
1/17
|
6/1-
|
37
|
قراخيل قائمشهر
|
|
82
|
45
|
10
|
2/13-
|
33
|
سياه بيشه
|
|
94
|
59
|
7/17
|
4/0-
|
2/36
|
ساري
|
|
93
|
63
|
1/17
|
4/1-
|
35
|
آمل
|
|
94
|
59
|
2/17
|
1-
|
2/35
|
دشت ناز
|
|
87
|
49
|
7/12
|
10-
|
4/37
|
كياسر
|
|
79
|
48
|
4/10
|
6/13-
|
33
|
آلاشت
|
|
85
|
56
|
6/14
|
2/5-
|
4/40
|
پل سفيد
|
ادامه جدول 1–2–
|
ارتفاع از سطح دريا(متر)
|
تعداد روزهاي بارندگي
|
تعداد روزهاي يخبندان
|
ميزان بارندگي (ميليمتر)
|
نام شهر
يا
ايستگاه
|
|
حداكثر بارندگي
روزانه
|
مجموع
سالانه
|
|
20-
|
127
|
1
|
228
|
1535
|
رامسر
|
|
21-
|
137
|
3
|
109
|
1394
|
نوشهر
|
|
21-
|
110
|
1
|
9/72
|
1138
|
بابلسر
|
|
7/14
|
125
|
11
|
2/52
|
3/941
|
قراخيل قائمشهر
|
|
1855
|
139
|
96
|
8/42
|
4/649
|
سياه بيشه
|
|
23
|
129
|
5
|
1/83
|
6/1066
|
ساري
|
|
29
|
112
|
9
|
8/45
|
806
|
آمل
|
|
16
|
125
|
9
|
5/76
|
7/930
|
دشت ناز
|
|
1294
|
118
|
80
|
6/45
|
497
|
كياسر
|
|
1900
|
146
|
97
|
2/45
|
8/661
|
آلاشت
|
|
610
|
148
|
39
|
8/58
|
5/781
|
پل سفيد
|
مأخذ : سالنامه آماري استان مازندران ، سال 1383.
درياي خزر
درياي خزر با مساحتي بين 424300 تا 438690 كيلومترمربع بزرگترين درياچه جهان به شمار ميرود كه 2220 كيلومترمربع آن ، جزاير موجود در درياست . محيط اين درياچه بزرگ و بسته جهان در حدود 3000 كيلومتراست . حدود 900 كيلومتر سواحل جنوبي از حسينقلي تا آستارا خان جزو سواحل ايران مي باشد و استانهاي گلستان و مازندران و گيلان آن را در برگرفتهاند و بقيه آن در سواحل تركمنستان ، قزاقستان ، روسيه و آذربايجان واقع است . طول اين دريا 1280 كيلومتر و عرض آن 450 كيلومتر و باريك ترين نقطه آن ( از آذربايجان تا تركمنستان ) 160 كيلومتر است . عمق اين دريا از شمال به جنوب افزايش مي يابد به طوري كه متوسط آن در نواحي شمالي از 6 متر تجاوز نميكند ، امـّا در جنوب و جنوب غربي به حدود 1000 متر ميرسد.
درياي خزر از درون داراي سه حوضه شمالي ، مركزي و جنوبي است و از برون در چهار سوي خود داراي كرانه ها ، خليج ها ، شبه جزيره ها و جزيره هاست و رودهاي بزرگ و كوچك به آن مي ريزند كه مهم ترين آنها در شمال رود ولگا ، در غرب رود كورا و ارس و در جنوب سفيدرود است . درياي مازندران با داشتن نام و نشان تاريخي و شكل يابي و دگرگوني هاي جغرافيايي و گاه با تغييرات سرنوشت ساز طبيعي ، آب و هوا و اقليم ويژه اي را در منطقه پديد آورده است .
جنگل و مرتع
پوشش گياهي اين استان شامل درختان جنگلي ، درختچه ها ، بوته ها ، مراتع چراي دام و گياهان خودرو است كه تقريباً در همه قسمت هاي استان ميرويند. عواملي چون درياي خزر و ارتفاعات البرز سبب شده كه در دامنه شمالي اين رشته كوهها ، پوشش گياهي انبوهي پديد آيد كه در برخي از نواحي دست انسان تاكنون به آنها نرسيده است . اين پوشش گياهي درآب و هواي استان نقش بسيار مهمي ايفا ميكند . جنگل هاي وسيع و متراكم مازندران يكي از انبوهترين و با ارزشترين جنگلهاي ايران است كه از لحاظ توليد فرآوردههاي جنگلي بخش عمده چوب مورد نياز كشور از طريق طرحهاي مختلف جنگلداري اين استان تأمين ميشود. مساحت اين جنگل ها حدود يك ميليون هكتار برآورد شده است و از جلگه به سمت ارتفاعات انبوه تر مي شود و غالباً از درختان پهن برگ و متمايز از ديگر مناطق جنگلي ايران ، تشكيل شده است . ممرز ، مازو ، آزاد ، توسكا ( عمدتاً در كنار دره ها ) ، افرا ، نمدار، شمشاد ، نارون ، شاه بلوط ، راش و انجيلي ازگونه هاي اصلي درختان جنگلي استان است . علاوه برآن ميتوان به درختان خودرو گردو ، انار ، ازگيل و بوته تمشك در جنگل ها اشاره كرد .
در سال هاي اخير طرح هاي متعدد حفاظت از جنگل و جنگل كاري ( با قطع درختان نيمهمرغوب جنگلي و كاشت درختان صنعتي به ويژه كاج ) در ارتفاعات ميان بند استان به اجرا درآمد .
وسعت مراتع مازندران حدود 2/1 ميليون هكتار است كه برحسب مرغوبيت به چهار درجه خوب ، متوسط ، فقير و خيلي فقير تفكيك و از نظر جغرافيايي به سه منطقه ، مراتع ييلاقي ، قشلاقي و ميان بند تقسيم ميشود .
پيشينه تاريخي
پيش از ورود آرياييان به ايران و مازندران ، مردم بومي اين منطقه از راه شكار و گلهداري امرار معاش ميكردند . مطالعات باستان شناسي در غارهاي كمربند و هوتو بهشهر حضور انسان در مازندران را به حدود 9500 سال پيش از ميلاد ميرساند . آريايي نژادان مهاجرت خود را از سرزمينهاي شمال شرقي مرزهاي كنوني ايران در حدود هزاره سوم پيش از ميلاد آغاز كرده و با بوميان اين منطقه درآميختند و يا بر آنان فائق آمدند . سرزمين سرسبز مازندران داراي پيشينه تاريخي بسيار كهن است . در متون تاريخي به نام اقوام تپوري ، تپورستان ( طبرستان ) ناميده شده است . در قرن هفتم هجري قمري واژه طبرستان منسوخ و مازندران در همه جا معمول شد . عدهاي از مورخان و نويسندگان ريشه واژه مازندران را از كلمه « ماز » به معني « دژ » ميدانند. در تاريخ آمده كه مردم به فرمان مازيار بن قارن سردار معروف طبرستان ،براي جلوگيري از نفوذ اعراب در نقاط حساس اين منطقه به احداث دژ پرداختند و مازندران را به صورت (ماز+ اندرآن ) به معني « دژ درآن » ميشناختند . حدود مازندران از شمال به درياي خزر ، از جنوب به ارتفاعات البرز محدود بوده ، از شرق اغلب با استرآباد و از غرب با گيلان و ديلم مجاورت داشته است . شهر سارويه (ساري ) در بيشتر دورانها ، مركز طبرستان بــوده هر چند در اواخر دوران خلفاي عباسي شهر آمل نيز كرسي نشين طبرستان بود . كوهها و جنگلهاي دشوار گذر همراه با رشادت و بي باكي كه از ويژگيهاي مردم اين ديار در گذر تاريخ بوده اين سرزمين را در مقابل مهاجمان ، مقاوم و دست نيافتني مي كرد . مذهب مردم تپورستان قبل از ورود اسلام ،كيش زرتشت بود . در قرن سوم هجري ، پذيرش اسلام توسط مردم اين ديار ، پس از ايستادگي طولاني در برابر سپاهيان اموي و عباسي با عشق به علويان و تأسيس نخستين حكومت علوي در ايران به نام علويان طبرستان گره خورده است .
هرودت مورخ يوناني مي نويسد : در سالهاي ( 84 – 464- ق . م ) جنگهايي بين ايران و يونان در زمان هخامنشيان رخ داد كه جوانان بلند قامت ، بي باك و جسور طبري ( منسوب به طبرستان ) از خود چنان دلاوري نشان دادند كه توجه يونانيان را به خود جلب كردند . آثار و اشياي كشف شده در مازندران حكايت از تاريخ تمدن كهن مردم اين سرزمين دارد .
اوضاع سكونت ، زبان و مذهب
چهره و بافت شهرهاي مازندران متأثر ازعوامل طبيعي ، اقتصادي و اجتماعي است . محلات قديمي با كوچههاي تنگ و باريك ، ساختمانهايي با مصالح خشت ، چوب ، گل و سفال از يك سو و خيابان هاي وسيع و ميدان هاي بزرگ با ساختمانهايي ازمصالح جديد ، پيرامون محلات قديمي كه در روند دگرگونيهاي اجتماعي و توسعه شهرنشيني به وجود آمده است از سوي ديگر از مشخصه هاي بارز اين شهرهاست . هنوز در بسياري از شهرها و آبادي هاي استان خانههايي با مصالح قديمي ديده ميشود و سقف بسياري از آنها شيرواني است . مسكن با مصالح عمدتاً از چوب در نواحي جنگلي و سنگ و خشت در نواحي ييلاقي فراوان است .
اهالي مازندران به زبان فارسي و گويش مازندراني تكلم ميكنند . گويش مازندراني كه بازمانده زبان ايرانيان قديم ( پارسي ميانه ) است ، تقريباً در همه جاي استان متداول است . حوزه گستردگي اين زبان از شمال به درياي خزر ، از شرق تا گرگان ، از جنوب تا منطقه شهميرزاد ، فيروزكوه ، دماوند ، لواسانات ، مناطق شمالي كوههاي امامزاده داوود و طالقان و از غرب تا تنكابن است . مازندرانيها خود را گيلك و زبان خود را گيلكي مي نامند. لازم به ذكر است كه در مازندران از روستايي به روستاي ديگر تفاوتهاي بسيار جزيي در گويش پديد ميآيد . اين تفاوتها از غرب به شرق رفته رفته رو به فزوني مي گذارد ولي بنيان گويش مازندراني را تغيير نميدهد .
ولايات شمالي ايران احتمالاً در دوره اشكاني يا ساساني ، زرتشتي شدند . وجود آتشكدههايي در استان مازندران مبين اين حقيقت است . حدود قرن دوم هـ .ق مردم مازندران به دين اسلام گرويدند . در بين مذاهب شيعه ، مازندراني ها در طول هزار سال اخير زيديه چهار امامي و اسماعيليه شش امامي و در دوره صفويه شيعه دوازده امامي را پذيرفتند . بر اساس نتايج سرشماري سال 1375 ، اكثر قريب به اتفاق جمعيت استان ( 7/99 درصد ) مسلمـان مي باشند .
ويژگيهاي اقتصادي
مازندران از نظر كشاورزي ، باغداري ، دامداري ، شيلات ، جنگلداري و صنايع و معادن وضعيت نسبتاً ممتازي دارد . بيش از 450 هزار هكتار از مساحت استان ، زير كشت برنج ، پنبه، گندم ، جو ، دانه هاي روغني (سويا ) مركبات و چاي قرار دارد. كشت برنج كه در فروردين و ارديبهشت آغاز ميشود از محصولات اصلي نواحي جلگهاي استان به شمار ميرود . حدود نيمي از محصول مركبات كشور از مازندران تأمين ميشود . فرآورده هاي اصلي باغ هاي استان پرتقال ، انار، كيوي ، نارنج ، ليمو و نارنگي است كه بخشي از آن صادر ميشود .
در استان مازندران پرورش دام شامل گاو ، گوسفند ، بز ،گاوميش و انواع طيور به شكل سنتي و صنعتي رواج دارد . مراتع قشلاقي ، ميان بند و ييلاقي آن از كانونهاي عمده رمه گرداني و زنبور داري است . پرورش كرم ابريشم و توليد پارچههاي ابريشمي نيز يكي ديگر از فعاليتهاي اقتصادي در استان است . مجاورت استان مازندران با درياي خزر وجريان رودخانههاي متعدد در آن ، زمينه مساعدي را براي پرورش ،تكثير و صيد انواع آبزيان ، ماهيان خاوياري، ماهي آزاد ، سفيد ، كفال ، كپور ، كليكا و توسعه شيلات فراهم آورده است .
زغال سنگ ،سرب ،سنگ آهك ، سنگ مرمريت ،نمك آبي ،پوكه معدني ، فلورين ، بوكسيت و سيليس از ذخاير معدني استان هستند كه برخي از آنها به طور وسيعي بهرهبرداري ميشود. در استان مازندران صنايع نساجي ،غذايي ،ساختماني و الكتريكي توسعه قابل توجهي يافته اند . گسترش صنايع وابسته به كشاورزي ، جنگل و توليد مواد غذايي نيز زمينههاي مناسبي دارند ولي از استقرار صنايع سنگين به ويژه صنايع آلودهكننده به دليل حساسيت محيط، استقبال چنداني به عمل نيامده است .صنايع دستي استان مازندارن شامل قالي بافي ، گليمبافي ، حصيربافي ، چادرشب و جوراب پشمي ، نخ ريسي ، پارچه بافي ، نمدمالي ،زيلو ، جاجيم ، سفالگري ، سراميك و وسايل چوبي است كه مواد خام آنها در محل تهيه ميشود .